
سلام امیدوارم این شعر را بپسندیند
بدستت جام او باشد الا یار
جمالت ماه نو باشد الا یار
مه که رفتم سوی ملک سخی جان
دلم پیشت گرو باشه الا یار
شمالک می زنه با برگ گندم
غریبی می کنم در ملک مردم
غریبی کرده کرده تار گشتم
میان دوست ودشمن خار گشتم
ستاره ریزگگ پالوی میچید
الا یار جان بیا دالون مجید
اگر دالون مجید سر رایه
منه ماجید بیا خانه خدایه
قد پخچک ازی دیوال برایی
انار بازی کده پیشم بیایی
انار بازی کده سیب سمر قند
جدایی عاشقی بیخ مرا کند
مقربانت شوم ماه یگانه
پس او می روی کوزه به شانه
لب جوی شیشته ای دستاره ششتی
یکگ بوسه ندادی ماره کشتی
کشکی دریا بودی؛جپه موخوردی
شیونه کجی دل کرپه موخوردی
شیرین جانم نشته بام ما جید
رخش ماتاب ودندو نایشی میچید
به دل گفتم که یک بوسه بگیرم
سر وگردن قدی چادرخوپیچید
مقربانت شوم چادر یک انداز
به چشمه می روی با نخره وناز
به چشمه می روی دستا پسی پشت
خدا غرقت کند عشقت مرا کشت
You need to be a member of Dawood Sarkhosh The Voice Of Hazaristan: to add comments!
Join this Ning Network